<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>گاهی ، با هم حرف بزنیم</title>
<link>https://emza82.blogfa.com</link>
<description></description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Sun, 26 Jan 2014 20:44:00 +0330</lastBuildDate>
<item>
<title>واقعیت های تو خالی</title>
<link>https://emza82.blogfa.com/post/368</link>
<description>سیزده چهارده سالگی هایم مدام رمان میخواندم و داستان های عاشقانه از میان سطور کتاب ها دنبال مردی بودم که راست گو بود قابل تکیه بود عاشق بود و مرد بود حالا سی ساله هستم و باز رفته ام سراغ رمان و داستاهای عاشقانه و شخصیت های خیالی.</description>
<pubDate>Sun, 26 Jan 2014 20:44:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>emza82</dc:creator>
<guid>emza82.blogfa.com/post/368</guid>
</item>
<item>
<title>دلم</title>
<link>https://emza82.blogfa.com/post/367</link>
<description>سرگرداني ام عجيب است دلم شوريدگي ميخواهد و عشق و بي اندازه از جماعت مرد نا اميدم و بي اعتماد</description>
<pubDate>Tue, 14 Jan 2014 12:22:35 +0330</pubDate>
<dc:creator>emza82</dc:creator>
<guid>emza82.blogfa.com/post/367</guid>
</item>
<item>
<title>وحدت خیلی مهمه</title>
<link>https://emza82.blogfa.com/post/366</link>
<description>امیر المومنین علی علیه السلام به خاطر وحدت جامعه اسلامی ۲۵ سال سکوت کرد از ایشان جلوتر قدم نزنیم. برپایی جشن هایی تحت عنوان عمرکشون یعنی از علی (ع) نسبت به شیعه و بانو حضرت زهرا غیورتریم.</description>
<pubDate>Fri, 10 Jan 2014 20:00:22 +0330</pubDate>
<dc:creator>emza82</dc:creator>
<guid>emza82.blogfa.com/post/366</guid>
</item>
<item>
<title>قبول كن دوست داشتنم ساده است</title>
<link>https://emza82.blogfa.com/post/365</link>
<description>دوست داشتن من كه سخت نيست من كه ساده ام ساده ميخندم راحت ميگويم كه غمگينم من كه نه بلدم حرفي پنهان كنم و نه حسي را وانمود كنم من كه نه تلخيی ام ادامه دار است و نه قهر ميكنم...</description>
<pubDate>Wed, 08 Jan 2014 11:53:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>emza82</dc:creator>
<guid>emza82.blogfa.com/post/365</guid>
</item>
<item>
<title>عجب...</title>
<link>https://emza82.blogfa.com/post/364</link>
<description>اين چند شبه كه ميريم مراسم عزاداري... پاي سخنراني هاي خوب و باسواد (شيخ حسين انصاريان يا استاد رياضت) كه ميشينم به يه چيزي فكر ميكنم... اينكه اكثر سپاه عمرسعد ميدونستند اما حسين كي هست؟ خيلي هاشون به ياد مياوردند كه پيامبر چه حسي به ايشون داشت؟ اما با علم به همه چيز به جنگ برخواستند. توي دلم داشتم به اينهمه جهل فحش ميدادم. يه بار با خودم گفتم چه چيزهايي از بايد و نبايد دينت و ميدوني و لي انجام ميدي؟ آيا نبوده كه بدوني فلان كار قلب حضرت زهرا رو به درد مياره</description>
<pubDate>Tue, 12 Nov 2013 09:02:01 +0330</pubDate>
<dc:creator>emza82</dc:creator>
<guid>emza82.blogfa.com/post/364</guid>
</item>
<item>
<title>آقا فرهاد</title>
<link>https://emza82.blogfa.com/post/363</link>
<description>به نظر من فوتبالیست های معروف نباید توی اوج خداجافظی کنن. این لوس بازی رو هیچ وقت سر در نیاوردم. یعنی چی؟ توی اوج خداحافظی کردن برا جامعه آسیب داره... به خدا/ همین سه شنبه پیش که فرهاد مجیدی خداحافظی کرد کلی ملت افسرده و ناراحت رفتن خونه هاشون. ستاره ها وقتی میدرخشند و توی بورسند جماعتی حالشون خوبه. وقتی اونا گل میزنند وقتی اونا موفقیت دارن انگار طرفداراشون توی این پیروزی سهم دارن. حالا وقتی توی اوج خداحافظی میکنن انگار ورشکست میشند.</description>
<pubDate>Sat, 02 Nov 2013 06:01:44 +0330</pubDate>
<dc:creator>emza82</dc:creator>
<guid>emza82.blogfa.com/post/363</guid>
</item>
<item>
<title>ما درستیم یا اونا ؟ خدا عالمه</title>
<link>https://emza82.blogfa.com/post/362</link>
<description>پنجشنبه این هفته که رفتم دانشگاه دیدم کلاس رو هواست. یکی ار بچه های کلاس نامزد کرده بود و بچه ها در حال شادمانی بودند. از چند و چونش می پرسیدند و کی هست و چه کاره ست؟ از این دوست نون پرسیدم چند وقته باهاش آشنا شدی ؟ گفت حدودا یک ماهه. پرسیدم چه سوالایی ازش پرسیدی؟ گفت ینی چی؟ گفتم ینی چه چیزهایی برات مهم بود که بدونی؟ گفت شغلش و اینکه خونه داره یا نه و اینکه زیادی مذهبی نباشه! همینا دیگه... با خودم فکر میکنم اینکه بهم میگن سخت میگیری یعنی همین.</description>
<pubDate>Fri, 01 Nov 2013 19:14:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>emza82</dc:creator>
<guid>emza82.blogfa.com/post/362</guid>
</item>
<item>
<title>آتیش دارین؟</title>
<link>https://emza82.blogfa.com/post/361</link>
<description>باطری ساعت اتاقم ضعیف شده... مثلا اگه یک ساعت رفته باشه اون بیست دقیقه جلوتر رفته. یه جورایی گیر کردم تو تونل زمان. کلی کار میکنم مینویسم میخونم اتو میکشم تمیز میکنم میخوابم ولی به ساعت که نگاه میکنم چیزی جلو نرفته. باطری رو عوض نمیکنم خوشم اومده یه جورایی! مث زندگی واقعیم شده! کیلی روزها میاد و میره اما همه چیز مثل قبله. حوصله ام سر رفته. زندگیم انگار روی تردمیله.</description>
<pubDate>Fri, 18 Oct 2013 07:42:44 +0330</pubDate>
<dc:creator>emza82</dc:creator>
<guid>emza82.blogfa.com/post/361</guid>
</item>
<item>
<title>عاشق شو ور نه روزي...</title>
<link>https://emza82.blogfa.com/post/360</link>
<description>يه موقعي بود فكر مي كردم بايد بين عشق و غرور يكي رو انتخاب كنم و هميشه به گريه غرور رو انتخاب مي كردم اما حالا مي بينم و فهميدم اين دو رابطه ايي به هم ندارند ميشه مغرور بود و عاشق... بدون هيچ كلمه ايي يا مخابره حسي. فهميدم حاضرم در سكوت عشق بورزم ولي دلم بيكار نباشه.</description>
<pubDate>Wed, 21 Aug 2013 10:29:58 +0330</pubDate>
<dc:creator>emza82</dc:creator>
<guid>emza82.blogfa.com/post/360</guid>
</item>
<item>
<title>چهارشنبه هاي خوب من</title>
<link>https://emza82.blogfa.com/post/359</link>
<description>چهارشنبه ها روز خوبيه... تو اين روزگار مات و بي هيجان ما... روزي هست كه به اشتياق مي گذره. كلاس پرسش هاي زندگي دكتر شيري جلسه گذشته درباره عشق صحبت كردند. توي كلاس داستاني رو از مولوي تعريف كردند كه عاشق زاري بود و در حسرت ديدار يار مي سوخت تا يانكه معشوقه اذن ديدار داد و گفت فلان جا سحر فلان شب بيا. عاشق خوشحال قصه ما رفت سر قرار نشست نزديك هاي سحر كه شد خوابش برد معشوقه خانوم اومد و ديد طرف خوابه چهارتا گرد ريخت تو دامنش و ..</description>
<pubDate>Mon, 19 Aug 2013 08:09:49 +0330</pubDate>
<dc:creator>emza82</dc:creator>
<guid>emza82.blogfa.com/post/359</guid>
</item>
</channel>
</rss>
