مواظب باشیم
بچه که بودم وقتی اشتباهی میکردم و مامان دعوام میکرد
من گریه میکردم و مغذرت می خواستم و قول میدادم
تکرار نشه.
مامان با اخم بهم نگاه میکرد اماهم من میدنستم الان
ازم ناراحت نیست و دوستم داره و هم اون نمیتونست
بیشتر از اون اخم تصنعی دیوار بکشه جلوی محبتش.
من تا چند وقت بچه خوبی بودم و.............
از سحر حال خوبی دارم. خوش نیستم اما خوبم!
مثل گریه ی بعد از اشتباه بچگی هام خوبم اما
خوش نیستم.
اول: ما باید با هم حرف بزنیم ما اگه با هم حرف نزنیم حدس میزنیم و خب از کجا معلوم که درست حدس بزنیم؟ ما اگه با هم حرف نزنیم حرف ته دلمون ته نشین میشه و یه جا دیگه ، یه جا که مناسب نیست شره میکنه ! حرفای تلخ که مث تیغ زخمی میکنه ما باید با هم حرف بزنیم.