سوغات...
اين بار به جاي اينكه قول تازه اي بدهم
هي رواق به رواق و صحن به صحن گشتم و مرور كردم
همه عهد هايي كه بسته بودم و شكسته بودمشان.
پ ن: اگر حرم تو ، امام رئوفم نبود در كجاي هستي ميشد اينهمه آرامش رو بدست اُورد؟؟
اين بار به جاي اينكه قول تازه اي بدهم
هي رواق به رواق و صحن به صحن گشتم و مرور كردم
همه عهد هايي كه بسته بودم و شكسته بودمشان.
پ ن: اگر حرم تو ، امام رئوفم نبود در كجاي هستي ميشد اينهمه آرامش رو بدست اُورد؟؟
اينجا هر روز كه نقارخانه مينوازد
تمام آرزوها و حسرت ها و دردهاي زائرين دور سر امام رئوفم ميچرخد
مستجاب ميشوي و راضي...
جايتان خالي.
دعاگو هستم.
بچه كه بوديم اگه يه وقت يه زني زنا ميكرد بزرگترها با اكراه درباره اش حرف ميزدند و
البته يواشكي. همه بدون اينكه بدونند قضيه چيه متاسف ميشدند و عملكرد زن مورد نظر رو
نكوهش ميكردند...
و حالا به قوت زور و نظر رسانه ها، بالاخص سينما... كار به جايي
كشيده كه وقتي همچين خبري گفته ميشه آدمها با زن خطاكار همدردي و ميكنند و
ميگن : ببين چي بوده كه مجبور شده همچين كاري كنه!
ميتونيم حالا تبريك بگيم به
همه كساسي كه سعي داشتن با قلم و نظر و فيلمشون قبح اين كار رو از بين ببرند!
ديروز فيلم انتهاي خيابان هشتم كار از توقيف درآمده عليرضا اميني رو ديدم ... و از
سينما آزادي تا هفت تير رو با مرسده بابايي پياده رفتيم تا هضم كنيم اين همه تلخي اي
كه اميني تو فيلمش ريخته بود.
فيلم انتهاي خيبان هشتم درباره جور كردن پول ديه كسي
به اسم سعيد هست كه درست سر صحنه مزاحمت يه نفر برا خواهرش سر رسيده و
زده طرف و به قتل رسونده و حالا در عرض چهارروز مونده به اعدام بايد صد ميليون
به حساب اولياي دم بريزند و خوب اين پول از چه راهي جور ميشه؟
اينجا قصه اميني شكل ميگيره...
از قمار و شرط بندي و فروش بچهي آدم به يه زن خراب و تن فروشي تا آثار نوشيدن
الكل تو فيلم هست از جميع گناههاي بزرگ و كبيره فقط جاي زناي محارم تو فيلم
اميني خاليه !
فكر نميكنم رفقاي رابين هود هم واسه نجاتش همچين حركتي ميزدند!!!
نصف پول ديه رو يه خيّر قرار ميشه بده بعد وقتي خواهر سعيد و نامزدش ميرند تا
پول رو بگيرند آقاي مسئول دفتر حاجاقا در حاليكه در ساعت غير اداري با
آسين كوتاه پاي انيترنت نشسته ميگه متاسفم!
من چون ميدونستم يه چيزي از فيلم حذف شده و اون قسمت حذف شده چيه فهميدم
كه باباي قاتل يه آدم سياسي هست كه به همون خاطر خيّر محترم از دادن پول
امتناع ميكنه. و البته گور باباي مخاطب كه از ماجراي سكانس حذف شده خبر
نداره! و درنهايت خواهر سعيد كه به خاطر غيرتي شدن محكوم
به اعدام هست ميره و تن فروشي ميكنه تا پول ديه برادرش و جور كنه.
البته لازم به ذكر هست كه باباي قاتل كه سياسي بود يه آدم بيآزار هست
كه منزوي شده و سيگار ميكشه و به همه مات نگاه ميكنه و كتاباي مورد
علاقه اش قوانين اجتماعي هست و كشكول شيخ بهايي و... كلا
آدم وارسته اي هست.
آقاي اميني! متاسفم كه بايد بگم در سالن شهر هفتم سينما آزادي در سكانسي كه
دوست نيلوفر به نامزدش يا به قول خود پسره؛ شوهرش... زنگ ميزنه و ميگه
نيلوفر رفت خودش و بفروشه... حاضرين سينما از عكس العمل بهرام خنديدند!
متاسفم كه بگم شما داريد قبح خيانت و خودفروشي رو با آثارتون ميريزيد.
متاسفم كه سينماي ما به سمتي ميره كه تو فيلم هاش با همه اتفاقات تلخ و
فاجعه هاي جورواجور، از زبون هيچ كدوم از شخصيت هاي داستان" اي خدا "
شنيده نميشه!
متاسفم كه تو فيلم شما عفت ، علاقه، معصوميت كودك ، جان آدمي و شرافت مالي
فداي رفاقت ميشه.
سالي كه رسد شهره آفاق شود
بي جفت و عزيز و تا ابد طاق شود
سالي كه دو ميلاد ز زينب (س) دارد
نامش چه بجاست سال عشاق شود.
ميگن ابراز علاقه ، باعث ازدياد علاقه ميشه. راستم ميگن.
خانوم صبور اردتمنديم.