دلیل بیاورید.....

 

بعضی روزها از خواب که بلند میشیم بی هیچ دلیلی سر خوشیم و با همه مهربون .....

بعضی روزها از خواب که بلند میشیم بی هیچ دلیلی افسرده ایم و عصبانی.....

کسی دلیلش رو میدونه؟

از صبح  که  بییدار شدم مثل بلدزر از روی روح و روان خودم و آدمای دور ربرم رد شدم....

اینروزها

 

اینروزها به یه اتفاقی هی فکر میکنم اونقدر مدام و عمیق که بعد دقایقی از شدت تمرکز متوجه میشم اونقدر اخم کردم که سرم منقبض شده و چشام تنگ...

***

من از شطرنج چیز زیادی نمی دونم در واقع یه چیزی در حد اینکه حرکت اسب L و فیل اوریب و سرباز دونه دونه و... حرکت میکنه! اینروزها احساس میکنم با گری کاسپاروف دارم شطرنج بازی میکنم من کلی فکر میکنم دو دو تا چهار تا میکنم از این و اون تقلب میگیرم و با کلی سلام و صلوات یه حرکت میکنم اون خونسرد و آروم بهم نگاه میکنه... دستش و از زیر چونه اش برمیداره و .... نهایتا با سه حرکت.... مات!

***

 اینروزها به یه اتفاقی فکر میکنم و حس میکنم دارم با خدا شطرنج بازی میکنم.

 

حتی تو...

 

خوابم میاد... خسته ام.. دلم میخواد مثل اصحاب کهف (بلا نسبت) برم توی یه غار  حدودا سیصد سال بخوابم.... بیدار شم ببینم همه اونایی که دلبسته شون بودم نیستند و از این غم برم توی غار و دوباره بخوابم!

راستی !

آدما وقتی خوابند هم شیطون میتونه وسوسه شون کنه؟

خسته ام از شیطون... از خودم... از دلی که طهارت رو نشونه میره... از خیالی که زمینم میزنه...

میخواهم بخوابم و خواب خوش ببینم.

من خودم را

او  را

حتی تو را از پس این همه هیاهوی بی ثمر از دست میدهم و کسی نگران نیست .

حتی خدا... حتی عزیز... حتی مامان.... حتی خودم ... حتی تو.

نکند گول چشمهای آرامم را بخوری......

 

 

 

من نتونستم....

 

ما عادت کرده ایم وقتی نمیتوانیم افسار اتفاقات و حوادث زندگی را به دست بگیریم...

بگوییم: خدا نخواست!!!!!!

 

*** حتما یه سر به چایخانه بزنید.

میشود به زور نجاتش دهی؟

 

۱- باورم اینه کسی که آگاهانه میخواد سقوط کنه نه دعای مادر نجاتش میده نه تهدید پدر نه نصیحت دوست ونه....

۲- باورم اینه که کسی که تصمیم گرفته سقوط کنه و واسه لحظه به لحظه اش هم یه توجیه داره حتی خدا هم رهاش میکنه....

۳-خیلی دردآوره که ببینی رفیقت جلوی چشات داره سقوط میکنه و تو هیچ کاری نمیتونی کنی