خوابم میاد... خسته ام.. دلم میخواد مثل اصحاب کهف (بلا نسبت) برم توی یه غار حدودا سیصد سال بخوابم.... بیدار شم ببینم همه اونایی که دلبسته شون بودم نیستند و از این غم برم توی غار و دوباره بخوابم!
راستی !
آدما وقتی خوابند هم شیطون میتونه وسوسه شون کنه؟
خسته ام از شیطون... از خودم... از دلی که طهارت رو نشونه میره... از خیالی که زمینم میزنه...
میخواهم بخوابم و خواب خوش ببینم.
من خودم را
او را
حتی تو را از پس این همه هیاهوی بی ثمر از دست میدهم و کسی نگران نیست .
حتی خدا... حتی عزیز... حتی مامان.... حتی خودم ... حتی تو.
نکند گول چشمهای آرامم را بخوری......