اینروزها به یه اتفاقی هی فکر میکنم اونقدر مدام و عمیق که بعد دقایقی از شدت تمرکز متوجه میشم اونقدر اخم کردم که سرم منقبض شده و چشام تنگ...

***

من از شطرنج چیز زیادی نمی دونم در واقع یه چیزی در حد اینکه حرکت اسب L و فیل اوریب و سرباز دونه دونه و... حرکت میکنه! اینروزها احساس میکنم با گری کاسپاروف دارم شطرنج بازی میکنم من کلی فکر میکنم دو دو تا چهار تا میکنم از این و اون تقلب میگیرم و با کلی سلام و صلوات یه حرکت میکنم اون خونسرد و آروم بهم نگاه میکنه... دستش و از زیر چونه اش برمیداره و .... نهایتا با سه حرکت.... مات!

***

 اینروزها به یه اتفاقی فکر میکنم و حس میکنم دارم با خدا شطرنج بازی میکنم.