خدایا
۱- فصل هرس رو همیشه دوست داشتم، انگار درختها میرند سلمونی، چه حالی
میده موهای کوتاه و برف
۲- وقتی شاخه ای هرس میشه، جدا میشه ، بریده میشه... حتما واسه درخت درد داره.
3- خود من همیشه به سختی یا اصلا نتونستم این درد رو تحمل کنم و حتی مدتها
با یاد اون شاخه ی جدا شده زندگی کردم... این هرس کردن عمرا ثمره نداشته و نداره.
4- خدایا ! اعتراف میکنم تا به حال هر وقت گفتم راضی ام به رضای تو ، از
سر ناچاری بوده و آروم کردن خودم ، نه از سر معرفت و ارادت یک بنده واقعی.
5- خدایا! قبل از واقعه و در حین واقعه و بعد از واقعه مرا راضی به اونچه میپسندی کن.
6- خدایا! تو که هر کار دوست داری با من میکنی... لذت بندگی رو به من بچشون.
7- خدایا! فصل هرس رو به من گوارا گردان.
8- خدایا! آنانکه که خاک را به نظر کیمیا کنند
آیا بود که گوشه ی چشمی به ما کنند
اول: ما باید با هم حرف بزنیم ما اگه با هم حرف نزنیم حدس میزنیم و خب از کجا معلوم که درست حدس بزنیم؟ ما اگه با هم حرف نزنیم حرف ته دلمون ته نشین میشه و یه جا دیگه ، یه جا که مناسب نیست شره میکنه ! حرفای تلخ که مث تیغ زخمی میکنه ما باید با هم حرف بزنیم.