صورتحساب سود و زیان/ کار مهر

(3/9/1387- 239)

 

کار مهر کار تجارت نیست؛ داد و ستد نیست.

ما قصه‌ی سکندر و دارا نخوانده‌ایم    

از ما به جز حکایت مهر و وفا مپرس

 

  جایی است که دیگر کارشان کار من و تویی نیست؛ ما و منی نیست، نمی‌تواند باشد. آنچه که هست، جز این

است؛ آنچه هست جز این است. نه آنکه برنامه‌ای ریخته باشند؛ نه اینکه تدبیری کرده باشند؛ چیز خوشی هست

که جز آن نیست برای‌شان؛ نمی‌تواند که باشد.

 گاهی وقتی در تو حسی هست، مفهومی هست در ذهن و گمانت، بیانی هست، چیزی است که آن را

نمی‌توان با کلیدهای کیبردِ [...] نوشت. کلیدهای کیبردِ قاصر، عاجزند، ناتوان از آنند که آن حس را ثبت

کنند؛ فاصله است، حجاب است، پرده است، آن وقت است که دستت، انگشتهایت باید قلمی را،

خودکاری را فشار دهد، حس کند؛ به روی کاغذ، دستت را، نوک خودکارت را فشار بدهی؛ فشار نوک

خودکارت را روی کاغذ  حس کنی تا آنچه را که می‌خواهی بنویسی.

  اینجا نمی‌شود آنچه که باید بشود، اگر فایل واژه‌پرداز را باز کنی، کلیدها را پیدا کنی، روی هر کدام

ضربه بزنی و مابه‌ازای آن، حرفی روی صفحه‌ی کامپیوترت ببینی. 

  گاهی آنچه در ذهنت هست، آن چنان است که نمی‌توانی آن را با خودکار بر کاغذ بنویسی؛ یک کل است،

یک همه است. همه را که نمی‌شود یک دفعه نوشت؛ نمی‌پسندی که تیتر بنویسی، سرفصل معلوم کنی

تا بعد گسترشش بدهی. آن را بنویسی، آنها را.

  و می‌نویسی بی‌آنکه هنوز از آنها چیزی نوشته باشی، ولی اگر قرار است ثبت شود، باید اینها را قبل‌تر

گفته باشی تا معلوم بشود که این ظرف، این شکل، این هیئت، چیزی است  با کاستی‌هایش با کوتاهی‌هایش،

برای یک چیزی که این تمام آن نیست که پیش از به شکل درآمدن بوده. ظرف فکر محدود، ظرف کلمه محدود،

کاغذ محدود، خودکار تمام‌شدنی، دست خسته‌شدنی، فکر فرار کردنی فراموش شدنی.

حالا آن بیت‌ها که در ذهنم بود و هست، به یادم نمی‌آید؛ می‌دانم، من که فراموش نکرده‌ام‌شان؛

فقط حالا الان که می‌خواهم  بدانم چه بودند، نمی‌دانم، به یادم نمی‌آید.

اصلاً به جز همان که اول نوشته‌ام، دو تای دیگر بود یا یکی دیگر. نکند، شاید چیز دیگر نبوده. ها، آها این هم بود:

نردبان این جهان ما و منی است

          عاقبت این نردبان بشکستنی است

لاجرم آن کس که بالاتر نشست

          استخوانش هم سخت‌تر خواهد شکست(شاید دقیق در خاطرم نمانده باشد، صحیح عبارت این ابیات)

هنوز به نظرم یک بیت دیگر هم باشد.

 کار مهر، کار تجارت نیست. حساب-کتاب و تدبیر سود و پرهیز از زیان نیست. جوشیدن است. "نبود بر سر

آتش میسّرم که نجوشم". وقتی که آب، آب است و آتش، آتش است. این گرما و حرارت وقتی آب را به‌جوش

می‌آورد دیگر آب نمی‌تواند که نجوشد؛ نمی‌تواند که قُل‌قُل نکند؛ این غلیان قابل تصمیم برای انجام شدن

یا پرهیز کردن نیست.

مهر، رأفت، بستگی وقتی اصیل است(وقتی جوهر آن هست)، حقیقی است؛ واقعی است. اینها با نمایش نیست.

آنچه که با نمایش است، آنچه «شوی» دوست داشتن است، اصیل نیست، آن گوهر و جوهر را ندارد، بدل است.

این حساب یک بار من، یک بار تو؛ یک بار تو، یک بار تو، یک بار تو، شاید من، اینها شیوه‌ی عقل تدبیرگر است،

عقل معاش است. محبت، تعلق، امری است درونی؛ اگر هست، هست و اگر نیست، نیست.

هزار جهد بکردم که سِرّ عشق بپوشم

                    نبود بر سر آتش میسر که نجوشم (یادم نیست درست عبارت‌های بیت را)

عصای مهر، به اعجاز خلوص، موسی‌گری می‌کند. چشمه‌ها می‌شکافاند، چشمه‌ها می‌جوشاند، آب‌ها

جاری می‌کند(عیناً یشرب بها عبادُ الله یفجّرونها تفجیراً. انسان- 6). اینها اگر نباشد، سامری‌گری، شاید بشود.

آن گوساله اگر صفیری هم برآرد، اگر نفیری هم برآرد، آن گوساله از طلا هم که باشد، اصیل نیست،

مطلّا است، بدل است، شکستنی است. «و آخ که چه می‌کند همین گوساله‌ی ده روزه، اگر 30 روز

موسایی 40 روز شود.»

محبت، کار تجارت نیست. بده-بستان نیست. حرفی برای ستون‌های بدهکار و بستانکار نیست. جایی

در صورت حساب سود و زیان ندارد. داده‌ای برای ستونهای بدهکار و بستانکار ترازنامه نیست.

 آن کدام دلتنگی است که تنها طلبکارانه باشد....

اینها شوق را فرو می‌نشاند. چه باید کرد؟ آنها اگر بود به شوق می‌آورد.

 پی نوشت: ۱- چند وقت پیش این متن رو تو وبلاگ معلم و دوست جانم آقای مهدی رزاقی خوندم نه یک بار؛

نه ده بار اونقدر که اکثر واژه هاش رو حفظ شده بودم . شده یه مطلب از یکی دیگه بخونید که انگار

خودتون نوشتین... چنان بود و هست. از دیروز دوباره یادش افتادم که باز چقدر این نوشته از من است و حال من.

اون قدر بزرگواره ، اون قدر مهربونه که اجازه میده با افتخار ، تو وبم ثبتش کنم.

۲- اینروزها اونقدر پریشونم که انگار کن باد

و اونقدر ساکت که ببین مرگ

یک اربعین واستعینو بالصبر و الصلاة پیشه کنم حالم خوب میشود؟؟

۳- گفتم که خیلی بزرگواره... اون متن رو از وبش حذف کرده. میگه تو وب تو باشه . گفتم که اگه روی

این متن کلیک کردین و صفحه سفید باز شد شوکه نشین.