مسجد سهله خیلی خوب بود .نشاط میداد و لذت عبادت میبخشید. خسته نمیشدی از رکوع ،

 از سجود و سلام و دوباره اقامه...

مسجد سهله مثل پیرمردی بود که چشماش نشاط مومنانه داشت و نم اشک بندگی...

آسمون تو مسجد سهله به زمین نزدیک بود. هوا خنک و باران بی امان اجابت مداوم...

اونجا واسه هر کی دعا کردم اونقدر به اجابت مطمئن بودم که فکر میکرد وقتی برگردم همه عزیزانم

خوخشبختند . خوشبخت خوشبخت...

نماز مغرب و عشا رو به امامت محمد هادی حکیم خوندیم. از اون نماز و لهجه عربی و قشنگ امام

جماعتش، از نماز حاجت بین نماز مغرب و عشا، از خداحافطی با مقام ها وتاریخ عزیزش هرچی

بگم کم گفتم... احلی من عسل بود به خدا.    ۰۷/۰۲/۱۳۸۹