مامان به مامانی گفته بود وقتی میریم زیارت، نیره یه وقتایی از قصد گم میشه و یه وقتایی

هم واقعا گم میشه... مواظبش باشین. اونجا مشهد و شاه عبدالعظیم و تجریش نیست که

بگیم عیب نداره بالاخره پیداش میشه. برا همین مامانی هیچ وقت نذاشت من جایی تنها برم.

و خب من به مراعات مامانی زیاد وقتی واسه عکاسی نذاشتم . ضمن این که بلد نبودم هم حال کنم

و هم عکس بندازم بنابراین هروقت خیلی حس خوب داشتم بدونه عکسم...

خیلی جاها رو هم که نمیذاشتن دوربین ببری... مثل داخل تمام حرم ها. یه جاهایی هم دوربینم

دستم بود و نشسته بودم...  

یا گریه میکردم و یا ماتم برده بود. مثلا میشد از بیرون خونه امام علی یا دارالحکومه یا مسجد کوفه

و سهله یا حرم کمیل و حرعکس انداخت اما من اعتراف میکنم جوگیر شده بودم.

اگه زنده بودم

اگه دوباره دعوت شدم

اگه دوباره جو گیر نشدم

حتما عکس میندازم

نه برا شماها! نه! شما انشا الله خودتون برید ببینید برا خودم که وقتی دلم برا حر تنگ میشه و

دوباره کلی براش حرف دارم

وقتی دلم میخواد چشمام و ببندم و ببینم روبه روی ضریح کمیلم...

وقتی دلم میخواد دوره مزار مسلم بگردم...

وقتی دلتنگ غیرت مختار میشم...

وقتی مرور هانی بهم قوت قلب میده...

وقتی دلم واسه غربت کاظمین پر میزنه...

وقتی یادم می افته که روبه روی باغ امام صادق ایستادم و بی هوا یاد این حدیث افتادم وگفتم

شما خودتون گفتین غصه های شما غصه های ماست، غمهای کوچیک یا سطحی، اصلا مسخره ی

ما رو... به خاطر قلب مهربونتون هم که شده شفاعت کنید رفع بشه دعا کنید گره از کار اوناییکه

بهم التماس دعا گفتن باز بشه...

وقتی یاد این می افتم که تو کف العباس چه قول هایی که ندادم...

وقتی یادم می افته که چطوری تو مقام شهادت امام عباس زبون ریختم و چطوری قسم دادم

و چه دعاهایی که نکردم...

وقتی حسرت میخورم که به خاطر کثیفی آب، حتی دستم هم نزدم به آب فرات...

کاش حداقل یه عکس داشتم و توفیق تماشا.

 پ ن : 

۱- این عکس ها رو کسی انداخته که دو ماه دوربین خریده!

۲- من با مامانی و باباحاجی رفته بودم نجف و کربلا

۳- نمیدونم از حوصله تون دارم کم کم خارج میشم یا نه !

 اما اینو باید بگم من هنوز متن های مربوط به کربلام رو نگفتم

نخلستان های اطراف نجف

خیابان پشت حرم

مامانی و باباحاجی

 

اون روز که رفتیم کاظمین بارون شدیدی اومد

اینم صف ورود به کاظمین

این شهر بازی هم تو نجف بود

 

از اونجا که ما ایام فاطمیه اول کربلا بودیم عراقی ها روبه روی حرم نذری میپختن البته غذاهایی

که فقط خودشون میخوردن.

هتل ما تو کربلا تو کوچه پشتی تله زینبیه بود...

منم هر بار قبل از زیارت میرفت تله زینبه... جای همتون خالی

مسجد امام زمان تو کربلاست

خیابان پشت تله زینبیه که منتهی میشه به خیمه گاه.

کشتی حضرت نوح

اینم حرم امام عباس

تو بین الحرمین نامایشگاه بود مربوط به ایام فاطمیه بود

 

 

 

من نمیدونم چرا عراقی ها واسه هر چیزی خیلی توضیح مینوشتن برعکس انگلیسی ها که خلاصه مینویسن Wc

بستنی بهداشتی تو عراق بفرمایید!

 و البته بازار پر رونق کفن

اینم نظامی ها...

سیم کشی های منحصر به فرد در عراق

 این صرافیه... ولی واحد پول عراق همین تومن خودمونه.

 

 رود دجله

کرمانشاه زیبا

به نظرم نقاشی های روی بلوک هر کشور یه جورایی نماد فرهنگ و حال و روز اون کشوره...

رو چرخ دست فورش نگاه کنین که این آقا حزینه میفروشه...

تو نجف هر ساعت از شبانه روز که کسی بمیره تشیع میکنن میارن تو حرم میچرخونن و فاتحه

الان ساعت ۱۰ شب است.