کس های زیادی که دیگر نیستند
همیشه فکر میکردم تو زندگیم کس های زیادی دارم . رفقای بسیار.... ودوستان جانی زیاد!
همیشه وقتی احساس دلتنگی و تنهایی میکردم آدمای زیادی تو ذهنم بودن که بهشون زنگ بزنم و
درد و دل کنم!
مدتیه در گیر غمها و غصه هایی شدم که وقتی شره میکنند هرقدر دور و برم رو نگاه میکنم و
منوی گوشی م رو بالا پایین میکنم کسی رو پیدا نمیکنم که حتی با دادن یه sms اینو بهش
مخابره کنم که.....های رفیق! رفیقت از بابت غمی ایچنینی گرفته و ابری ست!
حتی نمیدونم از بابت ایچنین تنهایی ای باید سپاسگذار خدا باشم یا طلب کار.
+ نوشته شده در چهارشنبه ۱۳۸۷/۰۵/۳۰ ساعت 14:17 توسط نیره بدون هاي آخر
|
اول: ما باید با هم حرف بزنیم ما اگه با هم حرف نزنیم حدس میزنیم و خب از کجا معلوم که درست حدس بزنیم؟ ما اگه با هم حرف نزنیم حرف ته دلمون ته نشین میشه و یه جا دیگه ، یه جا که مناسب نیست شره میکنه ! حرفای تلخ که مث تیغ زخمی میکنه ما باید با هم حرف بزنیم.