نار شده...
اول نوشت:از اونجا که آدما بیشتر دوست دارن خبر بشنوند تا درد دل همین اولش
باید بگم قصدم از نوشتن اینا این نیست که بگم یکی اومده که چنین و چنان!
که بعدش هم تو بگی غلط کرده همچین حرفی رو زده. میخوام بگم
مردم خیلیعجیب شدن. و اینکه قضاوت چقدر سخته!!
بعد نوشت:
بدون اینکه نظر تو رو بدونند درباره ات فکرا میکنن و بعد میرن تحقیق بعد هم
پیغام میدن که ما درباره شما قصد ازدواج داشتیم تحقیق کردیم دیدیم مناسب هم
نیستیم. خب نباشیم. من یکی اگه۹۰ سال از خدا عمر بگیرم و عین ۹۰سالشو
تنها زندگی کنم حاضر نیستم یه شب زیر سقف یه همچین آدمی باشم که اینقد
راحت قضاوت میکنه.
برگشته گفته رفتیم به وبلاگش هم سر زدیم ایشون همش درباره یه جور دلتنگی ،
یه جور علاقه ، یه جور رابطه مبهم مینویسه!!!!
خنده ام گرفت اول. به این کسی که این حرفا رو پیغام اورده بود گفتم: نیره
به هر چی و نه بدترش خندیده و رابطه مبهم! نیره بدبخت تو هیچ مسیر
دو طرفه ای تو عمرش قدم نذاشته. هر جا رفته هر حسی رو که شروع کرده
خودش بوده و خودش و خداش...
نیره یا به قول عزیزی نیّر بدون های آخر! هروقتم درگیر علاقه و دلتنگیای شده
و نار شده و وسوخته ، کسی رو نسوزونده حتی دلی هم نلرزونده. به نام
یا رحمن خودش بوده و خودش و خداش...
اونوقت خیلی دل آدم میسوزه یکی بیاد و اینا رو بگه.
اول: ما باید با هم حرف بزنیم ما اگه با هم حرف نزنیم حدس میزنیم و خب از کجا معلوم که درست حدس بزنیم؟ ما اگه با هم حرف نزنیم حرف ته دلمون ته نشین میشه و یه جا دیگه ، یه جا که مناسب نیست شره میکنه ! حرفای تلخ که مث تیغ زخمی میکنه ما باید با هم حرف بزنیم.