از سر سفره بلند نشیم
مثل یه رگبار بهاری بود وای به حالمون اگه چتر به سر گرفته باشیم
مثل یه مهمونی با شکوه بود وای به حالمون اگه از این سفره بی بهره
بلند شده باشیم
هیچ وقت عید فطر رو دوست نداشتم
دلم گرفته
خلقم تنگه
از خودم میترسم؛ از شیطون که دوباره دستاش بازه برا وسوسه من
مطمئنم این سفره جمع نمیشه کاش حواسم پرت نشه و از این سفره
بلند نشم
همین!
+ نوشته شده در سه شنبه ۱۳۸۷/۰۷/۰۹ ساعت 12:25 توسط نیره بدون هاي آخر
|
اول: ما باید با هم حرف بزنیم ما اگه با هم حرف نزنیم حدس میزنیم و خب از کجا معلوم که درست حدس بزنیم؟ ما اگه با هم حرف نزنیم حرف ته دلمون ته نشین میشه و یه جا دیگه ، یه جا که مناسب نیست شره میکنه ! حرفای تلخ که مث تیغ زخمی میکنه ما باید با هم حرف بزنیم.