دیگر از هیچ راهی برنمی گردم...
آخر همه آشنایی ها در مسیر برگشت بود و
همه آنها به مسیرشان ادامه میدادند و
من می ماندم و تنها اسم هایی که در لحظه آشنایی میپرسیدم.
نه
دیگر از راهی برنمی گردم.
پ ن: فکر کن فقط تا عید ۲۱ روز دیگه مونده... تا حالا سابقه نداشته برا اومدن عید بیقراری کنم.
+ نوشته شده در یکشنبه ۱۳۸۹/۱۲/۰۸ ساعت 10:31 توسط نیره بدون هاي آخر
|
اول: ما باید با هم حرف بزنیم ما اگه با هم حرف نزنیم حدس میزنیم و خب از کجا معلوم که درست حدس بزنیم؟ ما اگه با هم حرف نزنیم حرف ته دلمون ته نشین میشه و یه جا دیگه ، یه جا که مناسب نیست شره میکنه ! حرفای تلخ که مث تیغ زخمی میکنه ما باید با هم حرف بزنیم.