اولین معلمت...
مامان دیروز نزدیکای ظهر برام یه sms زد:
ازت میخوام منو به خاطر همه کوتاهی ها و دل شکستن های احتمالی ببخشی. اولین معلمت...
پ ن: مامان امشب با مامانی و باباحاجی رفت مشهد...
من و بابا و خونه و تنها...
خیلی دلم گرفته. برا اولین به نبودنش فکر کردم...
مث بچه ننر ها نمیتونم جلوی گریه ام رو بگیرم...
یا زهرا...
+ نوشته شده در چهارشنبه ۱۳۹۰/۰۲/۱۴ ساعت 0:9 توسط نیره بدون هاي آخر
|
اول: ما باید با هم حرف بزنیم ما اگه با هم حرف نزنیم حدس میزنیم و خب از کجا معلوم که درست حدس بزنیم؟ ما اگه با هم حرف نزنیم حرف ته دلمون ته نشین میشه و یه جا دیگه ، یه جا که مناسب نیست شره میکنه ! حرفای تلخ که مث تیغ زخمی میکنه ما باید با هم حرف بزنیم.