آن قرار...
ما آدما برا خومون احترام قائليم . بعضي ها بيشتر بعضي ها كمتر.
حتي مدل و نوعش هم فرق ميكنه.
اما همين احترام قائل شدن ( يا بودن ) باعث ميشه واقعيت ها رو دگرگونه يا وارونه ببينيم و
درك كنيم ( يا دوست داريم كه اينطور ببنيم و خودمون و به تجاهل بزنيم ).
مثال!!
سه چهار بار زنگ ميزنيم به يك نفر كه قرار بوده برامون كاري هم انجام بده . طرف جواب تلفن و
نميده با خودمون ميگيم حتما كاري براش پيش اومده!! حتما دستش بند كاري شده!!
يا حتي در يه وضعيت احمقانه اش نگران طرف هم ميشيم در حاليكه....
در حاليكه طرف اسم مارو رو صفحه گوشي اش ميديده و با اراده كامل جواب نميداده!!!
و ما ...
وما چون برا خودمون احترام قائليم فكر ميكنيم امكان نداره كه كسي در حق مون چنين
بي احترامي انجام بده.
( لطفا منو در حال تكان دادن سر به خاطر تاسف بسيار... تجسم كنيد)
مثال!!
هي به ديدن كسي اصرار ميكنيم كه اون با نيت و تصميم قبلي هر بار يه بهونه مياره و
ملاقات ها رو كنسل ميكنه و ما با خودمون ميگيم: از نشانه هاي ارادت همانا اصرار در
دوست داشتن است و ما ديده نيالوده ايم به بد ديدن!
برو در كوزه بذار آبش رو بخور!
اگه به احترام و تكريم خودمون عميق نگاه كنيم. اگه نخوايم خودمون و تو رابطه ها
گول بزنيم.
اگه عزت نفس داشته باشيم و خودمون و به معناي واقعي دوست داشته باشيم.
وقتي جواب تلفن مون و ندند به همون بار اول... صبر ميكنيم تا خود طرف زنگ ببزنه.
اگه نزد؟؟؟؟؟؟؟؟؟
به جهم . به درك اسفل السافلين. به هر چين و بدتر...
و نكته آخر!
در آداب معاشرت آمده است اگر يكي از طرفين بنا به هر دليلي قرار ملاقات و
يا انجام عهدي را به تاخير بيندازد... همان فرد موظف به تنظيم دوباره قرار و
انجام عهد است.
خدايا منو ببخش كه فهميده و نفهميده نفس محترمي كه تو به من هبه كرده بودي
را ذليل كردم.
نيره منو ببخش كه مجبور به دوست داشتن آدمها و ادامه رابطه هايي كردمت
كه سزاوار آن نبودند.
اول: ما باید با هم حرف بزنیم ما اگه با هم حرف نزنیم حدس میزنیم و خب از کجا معلوم که درست حدس بزنیم؟ ما اگه با هم حرف نزنیم حرف ته دلمون ته نشین میشه و یه جا دیگه ، یه جا که مناسب نیست شره میکنه ! حرفای تلخ که مث تیغ زخمی میکنه ما باید با هم حرف بزنیم.