اينروزها درباره صيغه، اونقدر حرف هست كه گاهي فكر ميكنم يه سازماني در حاله

برنامه ريزي هست تا تبديلش كنه به فرهنگ.

از ايميل و اس و ام اس و حرفاي تو اتوبوس و مترو و مهموني ها گرفته تا مجلس و مسجد

و اداره ها...

هر كي بسته به فهم و نفعش يه نظري داره.

نقل قول ها:

۱- وقتي زنم به فكرم نيست چه كار كنم؟

۲- شما كي باشي كه حلال خدا رو حروم كني؟

۳- خدا ذليلشون كنه اين زنهايي رو كه زير پاي مردها ميشينند.

۴- ما زنها اگه به هم رحم كنيم روزگارمون بهتر از اين ميشه.

۵- اگه ماهي يه صيغه تو زندگيش باشه حالش بهتر ميشه اينقد فرمونش نميزنه.

۶- اگه فك كنم فردا يكي گيرم مياد كه دست از پا خطا نكرده از حماقت خودمه...

حالا اين وسط من واسه چي از زن بودنم لذت نبرم؟

۷- هي خانوم! اگه صيغه نشم كجاي اين زندگي بفهمم واسه كسي هم ارزش دارم؟

۸-

۹-

۱۰-

يه استادي دارم كه خدا حفظش كنه. يه بار يه حرفي زد كه هربار بهش فك ميكنم بغض

گلوم و ميگيره! گفت: تو دين اسلام گوشت مردار خوردن حرامه. همين دين ميگه اگه

در گرسنگي به سر مي بردي و به غذا هم دسترسي نداشتي ميتوني از اون گوشت

استفاده كني.

درباره آب هم همين نظر هست. بعد هم ادامه داد: صيغه مث همين شرايطه!!

حلال هست اما در شرايط خاص. حلال هست اما در اخر آيه اش هم خدا گفته : و بهتر اينكه

تقوا پيشه كنيد.

حلال هست اما ممكنه اگه از اين راه رفع نياز كني آلودگي وارد بدنت بشه.

و خب آدمي اگه از شدت تشنگي بميره شرف داره به اينكه روی قبرش بنویسند :

نام برده در اثر اسهال درگذشت.