بازم دوست
به دوستم ميگم دلم زكام شده.
ميگه اگه منتظر پرستاري... در اشتباهي. خودت يه جوري گرم نگهش دار.
پاشو يه چايي گرم بخور فعلا.
پ ن: فقط یک ماه دیگه ! فقط تو همین یک ماه اگه کسی سنم رو بپرسه میگم: بیست و نه!!
بعد از این یک ماه هرگز نمیشه با این عدد با طراوت شروع کرد. میشه سی و...
حالم یه جوریه. وقتی بهش فکر میکنم یه بار افسرده میشم
یه بار خرسند
یه بار هم مث
خانوم بزرگی که که خیلی جوون دله.
+ نوشته شده در دوشنبه ۱۳۹۱/۰۴/۱۹ ساعت 9:50 توسط نیره بدون هاي آخر
|
اول: ما باید با هم حرف بزنیم ما اگه با هم حرف نزنیم حدس میزنیم و خب از کجا معلوم که درست حدس بزنیم؟ ما اگه با هم حرف نزنیم حرف ته دلمون ته نشین میشه و یه جا دیگه ، یه جا که مناسب نیست شره میکنه ! حرفای تلخ که مث تیغ زخمی میکنه ما باید با هم حرف بزنیم.