به دوستم ميگم دلم زكام شده.

ميگه اگه منتظر پرستاري... در اشتباهي. خودت يه جوري گرم نگهش دار.

پاشو يه چايي گرم بخور فعلا.

پ ن: فقط یک ماه دیگه ! فقط تو همین یک ماه اگه کسی سنم رو بپرسه میگم: بیست و نه!!

بعد از این یک ماه هرگز نمیشه با این عدد با طراوت شروع کرد. میشه سی و...

حالم یه جوریه. وقتی بهش فکر میکنم یه بار افسرده میشم یه بار خرسند یه بار هم مث

خانوم بزرگی که که خیلی جوون دله.