من و خدا
يادمه يه بار حجة الاسلام شهاب مرادي تو برنامه پارك ملت مفصل در اينباره حرف زد.
اينو گفتم كه بگم اين تبليغ يك حس خوب معنوي است. شما هم اگه برا هم بگيد
حالمون خوب ميشه.
به قول آقاي شهيدي فرد هرچيزي كه حالمون و خوب كنه خوبه!
****
پارسال شب عيدفطر من خيلي خسته و دير خونه رسيدم .صبح مامان و بابا كه رفتند نماز
با خودشون گفتن اين كه با اين سروصداي ما بيدار نشده حتما خيلي خسته است.ولش كنيم
بذاريم بخوابه! حدود ساعت هفت ونيم اينطورها بود بيدار شدم. چرخي زدم توي خونه و
وقتي ديدم رفتند و منو بيدار نكردن از شدت عصبانيت داشتم ميخوردم تو در و ديوار.
حالم و اگه الان بخوام بگم چطور بود... مث آدمي بودم كه واسه رفتن به يه جشني كلي
آسانتيسان كرده بوده و خواب مونده و كسي هم بيدارش نكرده.
وضو گرفتم و سجاده ام زدم زير بغلم و رفتم پشت بوم. از روي مفاتيح تنهايي نماز عيد خوندم.
فقط همين قدر بگم كه اون نماز ، بهترين نماز عيدفطر عمرم بود.
يادمه فقط از خدا خواستم بذاره يه بار ديگه ماه رمضون و ببينم... باشم.
و حالا من هستم (انشالله).
آخر نوشت: اين پست و قبلا نوشته بودم كه نزديك ماه رمضون بذارم.
ديروز وقتي رفتم سرش وقتي خوندمش قيافه ام ديدني بود. دستم و گذاشته بودم زير
چونه ام وبه خدايي فكر ميكردم كه يه جوري برام خدايي كرده بود كه انگار بنده ايي
جز من نداره!
آخه ديروز از اون روزهايي بود كه جانم از شدت دلتنگي داشت درمي اومد.
از اون روزهايي كه بارون مزخرف ترين موضوع دنيا بود.
از اون روزهايي كه نداشتن يك چيز همه نعمتها رو برات پودر ميكنه.
خودت از دست خودت بخوري يه طعم عجيبي داره.
التماس دعا.
اول: ما باید با هم حرف بزنیم ما اگه با هم حرف نزنیم حدس میزنیم و خب از کجا معلوم که درست حدس بزنیم؟ ما اگه با هم حرف نزنیم حرف ته دلمون ته نشین میشه و یه جا دیگه ، یه جا که مناسب نیست شره میکنه ! حرفای تلخ که مث تیغ زخمی میکنه ما باید با هم حرف بزنیم.