آقاي مجري من الان چه جوريم؟
نميدونم تجربه شنا تو بركه رو داريد يا نه؟
وقتي كنارش نشستي به نظرت همه چي ارومه. همه چي قشنگه.
اما وقتي نفس ميگيري و ميري زير آب.
اونجا يه چيزايي ميبيني كه وقتي مياي بيرون يه جورديگه به بركه نگاه ميكني
يه جور ديگه ميفهميش و تعريفش ميكني
يه مدتيه نفس ميگيرم و ميرم اون ته تهاي نيره
وقتي برميگردم مردمك چشام يه جور ديگه است
بلندي و كوتاهي صدا ها يه جور ديگه بهم ميرسه
يه جور ديگه ميشم
درباره يه چيزهايي خيلي روشن تر حرف ميزنم
درباره يه چيزهاي ديگه حرفي ندارم
و درباره خيلي چيزها و آدمها و حس ها و رابطه ها و ... به طور قطع نميتونم نظر بدم
اينم گفتم برا كسايي كه اينروزها ميگن يه جورايي شدي.
+ نوشته شده در چهارشنبه ۱۳۹۱/۰۷/۱۲ ساعت 7:46 توسط نیره بدون هاي آخر
|
اول: ما باید با هم حرف بزنیم ما اگه با هم حرف نزنیم حدس میزنیم و خب از کجا معلوم که درست حدس بزنیم؟ ما اگه با هم حرف نزنیم حرف ته دلمون ته نشین میشه و یه جا دیگه ، یه جا که مناسب نیست شره میکنه ! حرفای تلخ که مث تیغ زخمی میکنه ما باید با هم حرف بزنیم.