بيماري هم بيماري هاي قديم
ديروز دانشگاه، وقتي داشتم جزوه مي نوشتم متوجه يه بيماري شدم
فكر ميكنم بايد جاي تختمو عوض كنم
از زير پنجره سوز مياد و به نظرم يه منطقه از مغزم كه مزبوط به كلمات هست
دچار سرمازدگي شده
دلم برا خودم ميسوزه
فك نميكردم بعد از ۲۳ سال از اولين ديكته با همچين غلطهاي املايي رو به رو بشم
كه سرد رو با ص صخره بنويسم
زكام رو با ض مريض
و احتمالا عشق رو با غ غربال
+ نوشته شده در شنبه ۱۳۹۱/۰۹/۱۱ ساعت 9:50 توسط نیره بدون هاي آخر
|
اول: ما باید با هم حرف بزنیم ما اگه با هم حرف نزنیم حدس میزنیم و خب از کجا معلوم که درست حدس بزنیم؟ ما اگه با هم حرف نزنیم حرف ته دلمون ته نشین میشه و یه جا دیگه ، یه جا که مناسب نیست شره میکنه ! حرفای تلخ که مث تیغ زخمی میکنه ما باید با هم حرف بزنیم.