چشم
برا نوشتن یه متن، سرچ كردم ببينم از قول حضرت عباس آيا چيزي موجود هست يا نه؟
جز خطبه ي كوتاهي كه در مكه خوندند چيزي پيدا نكردم.
حتي يادم اومد كه هيچ وقت هيچ حديثي از حضرت عباس تو كتابامون نديدم/
با اينكه پاي منبر ها بزرگ شدم يادم نمياد كسي چيزي گفته باشه از اينكه چطوري
زندگي ميكرده يا اينكه رفتارش با مردم و يا زن و بچه اش چطوري بوده؟ /
ولي واسه ما ايروني ها اينقد مهم و عزيزند...
خطبه رو كه خوندم به نظرم اومد چقد ادمه عجيبي بودن.
اينهمه نسبت به امام نزديك بودن اينهمه نسبت به جايگاه امام معرفت داشتن
اينهمه قدرت داشته ولي دركنار امام ساكت بوده.
جز همين يه خطبه يه صفحه ايي و چن تا گفتگوي چن كلمه ايي چيزي ازشون تو تاريخ نيست...
همه جا حضرت عباس، ساكت و حرف گوش كن بودن...
بمون چشم /بيا چشم /برو آب بيار چشم/ جنگ نكن چشم ...
اصلا چي جوري ميتونستن اينهمه چشم بگن؟
با خودم ميگم راز عظمت عباس (ع) شايد اينه كه هيچ وقت چرا نگفت.
اول: ما باید با هم حرف بزنیم ما اگه با هم حرف نزنیم حدس میزنیم و خب از کجا معلوم که درست حدس بزنیم؟ ما اگه با هم حرف نزنیم حرف ته دلمون ته نشین میشه و یه جا دیگه ، یه جا که مناسب نیست شره میکنه ! حرفای تلخ که مث تیغ زخمی میکنه ما باید با هم حرف بزنیم.