قال خودمان:
اول نوشت: نظرات شما عزیزان ما را بر ایم داشت تا منظورمان را مدلی دیگر
بیان کنیم:
آمده است فردی نزد بزرگی رسید و گفت: چند وقتی ست چنان دلمان
شیرین پلو میخواهد که لحظه ایی از یادش نمی توانیم فارغ شویم.
بزرگ گفت خب برو بپز یا بهایی بده تا برایت بپزند.
فرد گفت: نه طرز طبخ ان را بلدیم و نه آهی در بساط که بهایش را دهیم
بزرگ گفت پس رها کن میل به شیرین پلو را و به قضای پروردگار صبور باش
که فکر کردن مدام به چیزی که در دسترست نیست مایه خود ازاریست.
+ نوشته شده در دوشنبه ۱۳۹۱/۱۰/۱۸ ساعت 17:22 توسط نیره بدون هاي آخر
|
اول: ما باید با هم حرف بزنیم ما اگه با هم حرف نزنیم حدس میزنیم و خب از کجا معلوم که درست حدس بزنیم؟ ما اگه با هم حرف نزنیم حرف ته دلمون ته نشین میشه و یه جا دیگه ، یه جا که مناسب نیست شره میکنه ! حرفای تلخ که مث تیغ زخمی میکنه ما باید با هم حرف بزنیم.