پنجشنبه این هفته که رفتم دانشگاه دیدم کلاس رو هواست.

یکی ار بچه های کلاس نامزد کرده بود و بچه ها در حال شادمانی بودند.

از چند و چونش می پرسیدند و کی هست و چه کاره ست؟

از این دوست نون پرسیدم چند وقته باهاش آشنا شدی ؟ گفت حدودا

یک ماهه.

پرسیدم چه سوالایی ازش پرسیدی؟ گفت ینی چی؟

گفتم ینی چه  چیزهایی برات مهم بود که بدونی؟

گفت شغلش و اینکه خونه داره یا نه و اینکه زیادی مذهبی نباشه!

همینا دیگه...

با خودم فکر میکنم اینکه بهم میگن سخت میگیری یعنی همین.

برا بعضی ها سخت میگیری یعنی گیر میدی حتما خونه و ماشین و

چه و چه داشته باشه. برا من هم یعنی اینکه ....

به هفتاد تا سوال من یه جوری جواب بده که دلم قرص بشه.