نگو چرا!
دیشب به گریه خوابیدم نگو چرا!!
با خودم میگفتم زندگی پر از اسمه که هر کدومش یاد آور یه زخمه .... یه درده!
نازک و ناسور شدم نگو چرا!!
طاقت هیچی رو ندارم. زود میشکنم . زود عصبانی میشم . زود پا میشم میرم .
زود دلتنگ میشم . زود میزنم زیر گریه . زود پر میشم .
ظرفی بزرگتر میخواهم نگو چرا!!
+ نوشته شده در یکشنبه ۱۳۸۷/۱۲/۱۸ ساعت 15:21 توسط نیره بدون هاي آخر
|
اول: ما باید با هم حرف بزنیم ما اگه با هم حرف نزنیم حدس میزنیم و خب از کجا معلوم که درست حدس بزنیم؟ ما اگه با هم حرف نزنیم حرف ته دلمون ته نشین میشه و یه جا دیگه ، یه جا که مناسب نیست شره میکنه ! حرفای تلخ که مث تیغ زخمی میکنه ما باید با هم حرف بزنیم.