رایکای عزیز سلام!

با خودم میگم فردا که ببینمت حتما دستات رو میگیرم وبهت تسلیت میگم اما

خوب میدونم که این اتفاق ها نمی افته!  مطمئنم تو یه گوشه آروم نشستی و من از دور بغض آلود فقط

بهت نگاه میکنم ! من چندین ساله که فقط بهت نگاه میکنم !!!

از 11،12  سال پیش که گوینده رادیو کتاب چهل نامه کوتاه به همسرمِ بابا رو میخوند! از وقتی خیلی

 اتفاقی کتاب عاشقانه آرام رو تو بساط  یه کتاب فروش کنار خیابونی دیدم و خریدم! از همون سالهایی

که طعم کتاب خوندن اومد زیر زبونم....من فقط بهت نگاه کردم !گاه بهت حسودیم شد...

گاه از شدت حسرت  ازت بدم اومد و گاه به عکست توی یه مجله لبخند زدم چرا که تو

رایکای عزیزه نادر ابراهیمی عزیز من بودی!

رایکا!

بذار رک و رو راست حرف آخرم رو همین اول بزنم من نمی خوام بگم منو توی غم خودت 

شریک بدون چرا که چه بدونی و چه ندونی! چه بپذیری و چه نپذیری من و تو در یک غم شریکیم!

 برای اینکه پدر تو با اعتقاداتش، با حرفا و نوشته هاش.... آدمای زیادی رو به رؤیا میبره

وبه آرامش می رسونه. آدمایی که با خوندن کتابای پدرت انگار روی زخم هاشون مرهم گذاشته میشه !

پدر تو فرزند تمامی پدران ومادرانی ست که عشق به وطن را ضرورت میدانند وعمری رو

با این حسرت گذروندند که بچه هاشون کسی میشند و مایه ی سربلندی شون....اما در نهایت

با عقده های بسیار مردند!!

پدر تو همسرهمه  زنانیِ که توی تموم زندگی شون کسی اونا رو ٭محبوب من  صدا نزد!

پدر تو برادر همه دخترانی ست که هیچ برادری اونا رو به فخر و علاقه زینبم خطاب نکرد!

پدر تو پدر همه فرزندانی ست که همیشه به تو برای مهربانی بی حد پدرت... برای دانایی و

 فهیم بودن زیبا و عمیق پدرت  رشک برده اند!

رایکا!

پنجشنبه غروب خبر فوت مردی به گوشم رسید که با حضورش توی زندگیم با خودم گفتم: میشه آرزو کرد!

میشه آرزوی فرزندی...همسری...برادری... حتی پدری مثل نادر رو داشت! حتی اگه نادر باشه

و کمیاب! اما میشه!!

رایکا!

نمیدونم تا ساعت چند روبروی عکس پدرت که سالهاست زینت اتاقمه نشستم و حرف زدم و گریه کردم ....

به خاطر رفتن پدری که همیشه داشتمش و هرگز نداشتم!

نمی دونم نامه­ی چهلم نادر به مادرت را چند بار خوندم اما هر بار بر سر جمله­ای که گفته بود رایکا حتی

اگر یتیم شود یتیم خوبی می شود قلبم فشرده شد و حتی به همین واژه­های کبود که برای تو بود حسودی کردم!

رایکا!

شک نکن که در این غم لحظه­ای تنها نبودی و کسان زیادی در غم تو شریک بودند و دیگر اینکه دوستت دارم

به حرمت همه داشته­ها و نداشته­های مقدسم!

 

                                                                 خواهرت نیره                

                                                             سه شنبه شب  21/3/87