نمیشناسمش اما به سخاوتش یقین دارم.
نون و قلم نبی است و ما یسطرون حسین
طاق فلک علیست به عالم ستون حسین
خلقت تمام حضرت زهراست خون ؛حسین
هستی تمام ظاهر و مافی البطون حسین
با یک قیامت هست هم الغالبون حسین
در این قیام نقطه پرگار زینب است
سردار سر سپرده جولان عشق کیست
تنها امیر فاتح میدان عشق کیست
عشق است حسین و گوش بفرمان عشق کیست
روح دمیده در تن بی جان عشق کیست
علامه مفسر قرآن عشق کیست
اذن دخول در حرم یار زینب است
ذرات و کائنات همه مرده یا خموش
در احتجاج بود زنی یک عَلَم به دوش
آتش فشان قهر خداوند در خروش
هو هوی ذوالفقار علی می رسد بگوش
در هیبتی زحیدر کرار زینب است
پیداترین ستاره دیبای خلقت است
زیباترین سروده لبهای خلقت است
زهراترینِ زهره ی زهرای خلقت است
لیلاترینِ لیلی لیلای خلقت است
شیواترین سوال معمای خلقت است
گنجینه جزیره اسرار زینب است
پ.ن:این شعر رو از وبلاگ برادرخوبم آقای موسوی تغلب کردم![]()
اول: ما باید با هم حرف بزنیم ما اگه با هم حرف نزنیم حدس میزنیم و خب از کجا معلوم که درست حدس بزنیم؟ ما اگه با هم حرف نزنیم حرف ته دلمون ته نشین میشه و یه جا دیگه ، یه جا که مناسب نیست شره میکنه ! حرفای تلخ که مث تیغ زخمی میکنه ما باید با هم حرف بزنیم.