هی از آن شکاف روی امن ترین خانه ی دنیا ، خانه خدا تا این ایوان طلایی، ایوان یاد میروم و باز میگردم.

 هی تورا مرور میکنم که خاطره، تاریخ ، جان یار از تو بزرگترند و هی ترک میخورند و...

وای تو علی هستی و من علوی.... نمیدانم!!

ولادت تو یعنی تا همیشه زندگی طلوع... ایمان دارم!

 اما امیر... غربت و عدل و نام تو از یک خانواده اند! و من رو به ایوان یاد رسم تو میجویم و به عبور نور ایمان دارم!

نگاهم میکنی تا در روز ولادتت تولد یابم؟

 نگاهم میکنی نگاهم میکنی ایمان دارم!