این قلب شیشه ایی تو که جای انگشت و لبهای خیلی ها به روی آنست....

به چه درد من می خورد؟

شکستنش چه سود؟

ربودنش چه نفع؟


مرا عشق بازی ، بازی ام داده است...

تو را شیوه ی دلبری