هنوز هم...
2۰و اندی سال پیش ، وقتی پدرم دستم را میگرفت
او راه میرفت و من برای اینکه هم پای او باشم
تقریبا میدویدم
هنوز هم هستند کسانی که برای هم پا بودن با آنها باید بدوم.
+ نوشته شده در چهارشنبه ۱۳۸۸/۰۹/۱۸ ساعت 12:4 توسط نیره بدون هاي آخر
|
اول: ما باید با هم حرف بزنیم ما اگه با هم حرف نزنیم حدس میزنیم و خب از کجا معلوم که درست حدس بزنیم؟ ما اگه با هم حرف نزنیم حرف ته دلمون ته نشین میشه و یه جا دیگه ، یه جا که مناسب نیست شره میکنه ! حرفای تلخ که مث تیغ زخمی میکنه ما باید با هم حرف بزنیم.