یلدا هم یه بازیه که من وتو سرگرم بشیم! باور کن

دیشب تو این هول و ولای شب یلدا و مسخره بازی های مخصوصش یاد فیلم فریاد مورچه های

 مخلباف افتادم

یاد اون کرنومتری افتادم که بازیگر مرد (که الان اسمش یادم نیست) به گردنش می انداخت تا

لحظه هایی که واقعا زندگی کرده رو حساب کنه...

نمی خوام نقد فیلم کنم هر کس ممکنه به یه نحو و باوری این حساب و کتاب رو انجام بده و

لحظه هایی که واقعا زندگی کرده رو بشماره اما دیشب که sms مخصوص شب و یلدا بهم سرازیر

شده بود دلم میخواست به همه شون فحش و ناسزا بدم...

کدوم مون ارزش زندگی و زندگی کردن و درک میکنیم؟ اصلا کدوم مون دوست داریم زنده باشیم

و به اجبار زندگی نمیکنیم؟

اینهمه هاگیر واگیر واسه یه دقیقه بیشتر؟؟؟؟

اونم واسه انسانی که ارزش ۷۰ سال عمر رو نمیفهمه و عاقبت هم نفهم میره...

پ ن:

۱- از دوست خوبم ، اعظم بهروز (مودب ترین انسانی که میشناسم) تشکر میکنم که بین

این همه پیامک یلدایی چیزی گفت که واسم روضه شد... گفتند نیست از شب یلدا بلندتر،،،

پیداست شام غریبان ندیده اند.

۲- همیشه از گفتن این شبه جمله (التماس دعا) زیاد خوشم نمیاد اما به معنی واقعی کلمه

میگم: این شبا،  التماس دعا